سام کاویانی: «رنگ» در حیات بشری مقوله مهمی محسوب میشود. ما با «رنگ» اشیاء پیرامونی خود را شناسایی میکنیم، الهام میگیریم، عشق میورزیم و حتی از آنها دوری میجوییم. بزرگترین هدیهای که خداوند به ما آدمیان اعطاء فرموده طبیعت رنگارنگی است که در گرداگرد خود میبینیم.

در دنیای خودروسازی نیز، مقوله «رنگ» نقش مهمی را در جذب و اغواء مشتری ایفاء میکند. چهبسا خریدارانی را میبینیم که به بهانه رنگ یک خودرو از آن دوری جسته و به خودروی متفاوتی روی میآورند، خودرویی که لزوماً کیفیتر از آن دیگری نیست. رنگ یک خودرو مکمل فرم بیرونی آن و حتی برخی مواقع مهمتر از آن است. اگر چنانچه سوپر اسپرتهایی همانند لامبورگینی، فراری، پورشه و… تنها در رنگهای سیاه و سفید عرضه میشدند، شاید تا این اندازه جذاب و مشتریپسند نبودند. این کهکشان متنوع رنگ در این خودروهاست که خریدار را چنین مجذوب و شیفته خود میکند.

به نظر نگارنده، از مهمترین مسائلی که سالهاست توسط خودروسازان داخلی ما سخت مغفول مانده، مسئله ارائه رنگهای زیبا، شاد و متنوع به مشتریان داخلی است. خودروسازان وطنی ما عمدتاً ترجیح میدهند که اغلب ساختههای خود را با رنگهایی چون سفید، مشکی و نقرهای به آحاد مشتریان عرضه کنند و رنگهای دیگر کمتر و یا بهندرت مدنظر آنهاست. مسئلهای که پیامدش در درازمدت همراه با خستگی و دلزدگی خریدار است، ولو آنکه خودروی موردنظر از کیفیت و نام بلندی نیز برخوردار باشد.

البته از جنبههایی نیز حق با خودروسازان داخلی ماست. زیرا که دهههاست خودرو در این دیار از ذات یک کالای مصرفی خارج و به یک کالای صرف سرمایهای بدل شده و دلالان و کسانی که عمدتاً در پی کسب درآمدی سهلالوصول و بادآورده هستند، بر این بازار جذاب و پولساز چنگ انداختهاند. چنین افرادی عمدتاً رنگهایی مدنظر آنهاست که راحتتر در بازار به فروش رسیده و بهاصطلاح پول نقد باشند. حتی گاهی مواقع دیده شده که این دسته از افراد برای رنگهایی مثل سفید و مشکی بهشدت تبلیغ نموده و مشتریان را از خرید رنگهای شادتر و یا متفاوت سخت بر حذر میدارند! شاید وجود همین قضیه مجموعههای خودروسازی ما را کمابیش بر آن میدارد که به ارائه رنگهای شاد و متنوع کمتر اهتمام ورزند. اما سازندگان وطنی ما باید به این قضیه نیز توجه کنند که سلیقه دلالان و فروشندگان خودرو لزوماً تمامی سلایق موجود در کشور را بازتاب نمیدهد و هستند بسیاری از مشتریان که در پی رنگهای شادتر و متنوعتری بوده و در ساختههای فعلی خودروسازان چنین رنگهایی را نمییابند. در این راستا، مجموعهای وطنی ما بهتر است به یک نظرسنجی علمی از مشتریان خود دست زده و نتایج آن را در خطوط تولیدی خود لحاظ کنند.

و درعینحال، این هم درست است که اغلب خودروهایی که فعلاً در چرخه تولید سازندگان داخلی است از انواع بسیار کهنه و قدیمی آن بوده و دهههاست که چنین خودروهایی در خارج از این مرزوبوم به موزه آثار تاریخی سپرده شده و دیگر کمتر کسی از آنها یاد میکند، ولی باور کنید که همین خودروهای قدیمی را هم میتوان در رنگهای متنوعتری ارائه و جامه زیباتر و جوانپسندتری هم به تن آنها پوشاند. واقعاً چه عیبی دارد که خودروهای پرفروشی چون پژو 207، پژو 206، رنو ساندرو و تیبا 2 با رنگهای دیگری چون نارنجی، لیمویی، زرد، طلایی، صورتی، آبی، بنفش، شکلاتی، سبز مغز پستهای و… و در انواع و اقسام رنگهای متالیک روز دنیا به بازار عرضه شوند؟
حتی دیده شده که مشتریان خودروهای خانوادگی چون پژو پارس و 405، تندر 90، سمند و دنا هم از تنوع رنگ استقبال میکنند. ممکن است در ظاهر طالبان خودروهای رنگی و متنوع در کشورمان کم و ناچیز به نظر برسند ولی اگر تمامی آنها در یک کلیت واحد جمع کنیم، چهبسا که تعداد آنها از هزاران نفر نیز فراتر رود. حتی بسیاری از خریداران مردد و یا مرفهتر جامعه نیز ممکن است با تنوع رنگ جذب خودروهای داخلی شوند.

خودروسازان وطنی میتوانند نقش مهمی در تکوین جادههای رنگارنگ و زیبا در کشورمان ایفاء و جلوه زیباتر و شادتری را برای شهر و دیارمان مهیا کنند.
